تفاوت های مابین مدیران ورهبران

 

غالبا بیان تفاوت های مدیران ورهبران و درك این موضوع مشكل میباشد .آیا مدیران ،رهبری میكنند؟آیا رهبران مدیریت میكنند؟ برای دانستن اینكه چه میزان این دو مفهوم از هم متفاوت می باشند ،7 روش وراهكار در زیر شرح داده شده است:

1-پیش راندن وبه جلو راندن:كلمه "رهبری (=Leadership)"از یك كلمه قدیمی انگلیسی "lad" به معنای  "دنبال كردن"مشتق شده است ."lode"رگه ای است كه مارا به یك معدن می رساند ؛"lodestone"سنگ آهنربایئ است كه هدایت كننده است و "lode-star" نامی برای ستاره ای است كه دریانوردان رادر پیدا كردن مسیرشان كمك می كند :ستاره قطبی.

كلمه "مدیریت=management"نیز از یك كلمه لاتین "manus"مشتق شده است وما كلمات مشتق شده دیگری را همچون "maintenance"  و "maintasy"را نیز در انگلیسی از آن داریم.رهبری هدایت كننده مسیر كشتی هاست ومدیریت همچون دستی حمایت كننده بر بالای سر كشاورزان قراردارد!

2-رشد وبقا:سازمانها تفاوتی با دیگر ارگانیسم های زنده ندارندومثل هرارگانیسمی نیاز به بقا ورشد دارند.حفظ بقا برای  رسیدن به نیازمندیهای اساسی زندكی كه در زندگی انسانها غذا،آب وسرپناه  است ،در سازمانها عناوینی همچون منافع،مشتریان،هدف سازمان وكار سازمانی خواهد بود. رشد نیز همانگونه كه برای انسان ها ضروری است برای سازمان ها نیز امری اجتناب ناپذیر است ،یك سازمان  باید بتواند حداكثر آنچه را كه می تواند و در توانمندی خود دارد به منصه ظهور برساند.نگهداری سازمان یك فرایند مدیریتی است :اندازه گیری و پایش ،نگاه به سوابق و تجارب قبلی،ارزیابیها،انبارداری،اتخاذ تصمیمات دقیق وقاطع.

هدایت سازمان به سمت رشد وزمینه های ارتقا،رشدوتوسعه ،تمامی آن چیزی است كه رهبری باید درجهت آن تلاش نماید.

 

3-منابع وتوانمندیها:مدیریت آنچه را كه می بیند وتوان شمارش آن را دارد اندازه گیری  میكند،افراد در سازمانهابا نامشان وعنوان سازمانی خود شناخته شده وبا خروجی كاری خود ممیزی شده،با توجه به مهارتها وتوانمندیهایشان در بانك اطلاعاتی مجموعه ،تحت عنوان "نیروهای  انسانی " فهرست وطبقه بندی  می شوند.مدیریت باگذشته وآنچه افراد باید در حال حاضر انجام دهند درگیر است ورهبری از طرف دیگر توانمندیهای غیر قابل اندازه گیری انسانها را دیده وانجام اموری را كه خودشان هرگز تصور انجامش رانداشته اند در آنها تشخیص میدهد.او درگیر آینده است واینكه چگونه با شناسائی توانمندی افراد می توان امور را بهتر به سرانجا م رساند.

 

4-نیمكره راست وچپ مغز:نیمكره چپ مغز هر انسانی جایگاه تفكر منطقی وتحلیلگر اوست و نیمكره راست ،جایگاه تفكرات هیجانی،خلاقیت ها و تصورات او.تا زمانی كه این دو بخش از یكدیگر جدا عمل می كنند كاركردشان در بهترین حالت است ،نیمكره چپ مناسب امور مدیریت است ،چرا كه با انچه كه می توان شمرد،باجزئیات،اعمال كنترلی  وسلطه جویانه ،علایق دنیوی ،فعالیت،تجزیه وتحلیل،اندازه گیری،ودستورات سروكار دارد.اما نیمكره راست مناسب رهبری است .این نیمكره با آنچه كه قابل شمارش نیست ،دیدن كلیات امور ،تركیب امور،دیدن امكانات،باورها،نگرش ها،امور هنری ،امورشهودی وتصورات درگیر است.

 

5-هفت S" "-ریچارد پاسكال می گوید كه فرایندهای جاری در سازمان هاتحت هفت عنوان  "S"انجام می پذیرد strategy,) structure, systems, shared values, staff, skills and style ):

·         استراتژی ،

·         ساختار،

·         سیستم ها،

·         ارزشهای مشترك،

·         كاركنان،

·         مهارتها  ،

·         روشها

 

كاركرد استراتژی ،ساختار وسیستمها موارد  سخت افزاری بوده و ارتباط مناسب مدیران رابدلیل ارتباط مستمر با ابزار الات وتكنولوژی می طلبد.عملیات مربوط به كاركنان ،مهارتها،روشها و ارزشهای مشترك موارد نرم افزاری میباشند و ارتباط مناسب رهبران را می طلبد چراكه با افراد وانسانهاسروكاردارد.

 

6-هنر وعلم:جان آدایر در كتاب خود به نام "رهبری" مدیریت و رهبری را با دوبخش قدیمی ومجزای  ازهم "هنر" و"علم"  مقایسه میكند.مدیران افرادی هستند كه متعلق به فكر وتفكراتشان هستند،دقیق ،محاسبه گر،منظم ،آمارگر،و روشمند .به عبارتی مدیریت یك علم است.اما رهبران مردان روح هستند واحساس،تركیبی از شخصیت ونگرش.رهبری یك هنر است.به وجود مدیران نیاز است ولی وجود رهبران ضروری است.

 

7-كوتاه مدت وبلند مدت:وقتی یك سازمان به زمان حال وآینده نزدیك می اندیشد ،خود رابه عنوان یك واحد تولیدی میبیند،و مسائل ومشكلات رابعنوان مسائل فنی كه پاسخی فنی نیز یرا ی آن وجود دارد می نگرد.اماوقتی یك سازمان به آینده دور می اندیشد ،درواقع در حال ساخت ،یادگیری ورشد است.در این حالت سازمان به جستجوی فرصتهای آتی كه به توسعه آن كمك می كند پرداخته وخود را آنگونه كه هست می شناساند نه بر اساس آنچه كه انجام میدهد.لذا تفاوت بین تفكر كوتاه مدت وبلندمدت در واقع تفاوت بین سازمانی است كه به آنچه درحال حاضردارد شدیدا متكی بوده وسازمانی كه ،سبكبار و انعطاف پذیر، اجازه رشد تمامی گروههای ذینفع را درمجموعه فراهم میكند، است.سازمان هایی كه به تثبیت سریع امور نیازمندند تكیه برمدیران داشته و سازمانهایی كه به دنبال رشد خودهستند درجستجوی رهبران می باشند.

 

تفاوت بین رهبری ومدیریت ؛بمانند تفاوت زن ومرد،خورشید وماه،روز وشب،چاق ولاغر،سرما وگرما،آمدن ورفتن ونظایر آن است.آنها دوروی یك سكه می باشند،كه در هرطرف كه باشیم ،طرف دیگر را می بینیم .ودرعین متفاوت ومجزا بودن ،قسمت هائی از یك كل می باشند:تباینی اساسی كه د ر این تباین هرطرف ،سبب ساز وضوح وروشنائی طرف دیگر می باشد.

 

گرداورنده : مریم ظریف پور